یدالله رحمانی تنها استانداری که در عمل با عملیات اجرایی سدهای ماندگان و خرسان مخالفت کرده است
چند سالیست در کشور و به تبع آن در استان کهگیلویه و بویراحمد مباحث مربوط به محیط زیست به ویژه مسائل مرتبط با سدها و منابع آبی، بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی را در گیر خود کرده است.
خبرکهگیلویه:
چند سالیست در کشور و به تبع آن در استان کهگیلویه و بویراحمد مباحث مربوط به محیط زیست به ویژه مسائل مرتبط با سدها و منابع آبی، بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی را در گیر خود کرده است.
البته در استان کهگیلویه و بویراحمد، حجم بالای منابع آبی قریب به ۱۰ درصد روانابهای کشور و احداث سدهای مختلف در چهارگوشه استان و انتقال آب این سدها به استانهای دیگر باعث گردیده، رشد مطالبات مربوط به این حوزه با شدت بیشتری رشد کند به طوری که اعتراضات مربوط به سد خرسان و ماندگان در یک سال اخیر را میتوان مهمترین و قویترین مطالبه مدنی مردم در تاریخ استان دانست.
مطالبهگری محیط زیستی در استان کهگیلویه و بویراحمد سه تفاوت اساسی با دیگر نقاط کشور دارد، اول اینکه، مردم وقتی تشنگی و بی آبی خود را کنار این حجم از آبهای روان میبینند و همزمان شاهدند میلیونها متر مکعب آب شرب این استان با صرف هزینه های میلیاردی به دیگر مناطق کشور انتقال پیدا میکند احساس میکنند به شعور آنها توهین شده و کلاه گشادی سرشان رفته است.
مردم استان احساس میکنند این حجم از مشکلات و رنجهای آنها برای کارگزاران حوزه آب کشور ذرهای ارزش نداشته است.
دوم مردم این استان بیشتر از اینکه احتمال نبود آب در آینده آنها را آزرده خاطر کند فکر به گذشته بزرگان و اجدادشان که زیر بار هیچ ظلم و زور گویی نمیرفتند آنها را می آزارد.
در حقیقت احساس میکنند ماهیت ظلمستیزی اجداد آنها زیر سوال رفته است بنابر این دفاع از این هویت خود را ممکن است در قالب مطالبات محیط زیستی و حقآبه نشان دهند.
سوم معمولاً در دیگر نقاط کشور مسائل سیاسی درون استانی و تسویه حسابهای سیاسی و تعصبات کورکورانه در مطالبات محیطزیستی و در دفاع از منافع مردم دخالت داده نمیشود، اما در استان کهگیلویه و بویراحمد، تعصبات کورکورانه، ناآگاهی و سیاست زدگی بخشی از مردم در برخی مطالبات محیط زیستی خود را نشان میدهد و عدهای تلاش میکنند این مطالبات مردمی را سیاسی و عاملی برای تسویه حساب کنند.
بهعنوان مثال در مطالبات و اعتراضات اخیر پیرامون سد ماندگان و سد خرسان و واگذاری مراقبت دنای شمالی بخشی از معترضین به جهت ناآگاهی یا تسویه حساب سیاسی، اعتقاد داشتند عامل این غارت منابع آبی در استان استاندار غیر بومی میباشد، لذا ضرورت پیدا کرد عملکرد سه استاندار بومی استان و رویکرد فرزندان تهران نشین این استان در قبال سه سد تنگ سرخ، خرسان، ماندگان و واگذاری مراقبت دنای شمالی را بررسی کنیم.
ابتدا به تاریخچه سد تنگ سرخ میپردازیم مطالعات اولیه سد تنگ سرخ از اویل دهه ۸۰ شروع شد اما در نیمه دوم دهه ۸۰ این مطالعات به سرانجام رسید و توافقات و صورتجلسات نهایی ساخت سد تنگ سرخ در زماناستانداری سید مسعود حسینی در استان نهایی شد و از قضا همان زمان سید مسعود حسینی از یاسوج به تهران نقل مکان کرد و در وزارت نیرو بعنوان معاون وزیر نیرو در امور حقوقی، مجلس و پشتیبانی منصوب شد. در نهایت ساخت این سد تصویب نهایی شد و در سال ۹۰ کلنگ عملیات اجرایی این پروژه توسط ستار هدایتخواه به زمین زده شد ایراد اساسی که مطالبه گران به سد تنگ سرخ وارد میکنند نداشتن مجوز محیط زیستی در سالهای نخستین و سهم بالای شیراز از سد تنگ سرخ است و عده ای ضمن انتقاد از انتقال تقریبا سه برابر آب شرب به شیراز نسبت به آب شرب یاسوج، اعتقاد دارند حداقل با ساخت این سد در آینده شاهد تامین پایدار آب شرب مردم ، صنعت و کشاورزی یاسوج خواهیم بود. اما در زمینه سهم بالای شیراز و نبود مجوز محیط زیستی در آغاز کوچکترین اعتراضی توسط استاندار وقت، نماینده و فرزندان استان در تهران صورت نگرفت.
سد خرسان نیز که قبل از انقلاب نیز صحبتهای پیرامون ساخت و مطالعاتش وجود داشت، مطالعات اولیه آن از نیمه اول دهه ۸۰ تقریبا شروع شد و تا حدودی تصمیمات ساخت سد در نیمه دوم دهه ۸۰ انجام شد، اما بعدها در دولت روحانی، موسی خادمی استاندار، پژمان نیک اقبالی معاونت عمرانی استاندار و عدهای دیگر از مسئولان استانی ادعا کردند، مکاتباتی برای اجرای این سد با استان انجام نشده و مجوزات لازم دریافت نکرده است، اما دستاندرکاران سد مدعی بودند مجوزات و مکاتبات لازم با استان انجام شده است.
در این زمینه استاندار بومی استان موسی خادمی اقدام قابل قبولی انجام نداد و اگرچه بارها اعتراضاتی نسبت به ساخت این سد وجود داشت اما از یک پشتوانه قوی برخوردار نبود، فرزندان استان در پایتخت و نمایندگان مجلس نیز در این زمینه عملکرد خاصی نداشتند.
سد ماندگان دیگر سدی است که عملیات اجرایی آن بهنقل از مسئولان اصفهانی از سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ شروع شده است و در این زمان استاندار استان سید علی احمدزاده بومی استان بود که تا هفتههای آخر مسئولیت خود در استان از ساخت این سد و لولهگذاری از سمت اصفهان حتی اطلاع نداشت، یا احتمالاً مطلع بود، اما بیتفاوت از کنار ساخت این سد گذشته بود، فرزندان استان نیز برای توقف این سد واکنش خاصی نداشتند.
و آخرین موضوع سپردن حفاظت از دنای شمالی به اداره محیط زیست اصفهان بود که با واکنش های بسیار تندی در استان همراه شد، مطالبه گران دنا را بخشی از هویت خود میدانستند و سپردن حفاظت از دنای شمالی به استان اصفهان را به دلیل کارنامه سیاه مافیای اصفهان در زاگرس و علیه محیط زیست، را برای آینده دنا و آینده منابع آبی دنا و زندگی مردم دنا نشین خطرناک میدیدند.
اما گویا قبلاً در سالهای ۹۷ و ۹۸ با نامه نگاری، مدیریت وقت محیط زیست استان که اتفاقا مدیری بومی و ساکن شهرستان بویراحمد بود، از استان اصفهان تقاضا کرده بود به دلیل نبود هزینه و موارد دیگر مراقبت از دنای شمالی را خودتان عهدهدار شوید، اما سازمان محیط زیست کشور طی نامهای بنا را بر یکپارچگی دنا گذاشته و با دو قسمت کردن دنا مخالفت کرده است.
در تابستان ۱۴۰۲ مافیای اصفهان توافقات و صحبتهای نهایی جهت جدا کردن مراقبت دنای شمالی را انجام دادند در زمستان ۱۴۰۲ مصوب و در اردیبهشت ۱۴۰۳ اجرا شد، تا احتمالاً برای اقدامات غارتگری و ضد محیطزیستی خود با مشکلات و موانع محیط زیستی مواجه نشوند.
در سال ۱۴۰۲ مسئولان استان یا از این انتقال باخبر بودند یا اطلاعی نداشتند که هر دو فاجعه است، استان اصفهان برای نهایی کردن این توافق و تصمیم، و تبدیل آن به مصوبه، در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ این موضوع را در شورای عالی محیط زیست ایران به ریاست شهید رئیسی طرح و آن را تبدیل به مصوبه میکند و مسئولان استانی ما که احتمالاً از دستور کار جلسه آگاه بودند بهجای مخالفت شحاعانه با این مصوبه ننگین و آگاهیبخشی به مردم از این خیانت بزرگ، به خیال خودشان با زیرکی حضور پیدا نکرده تا اسمشان زیر چنین مصوبه ننگینی نباشد.
یعنی در زمان این مصوبه، بازهم استاندار استان یکی از فرزندان بومی این استان بوده است و جالبتر اینکه از سال ۸۵ تا ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ دهها نفر از فرزندان بومی این استان در سطح کلان و در جایگاههای تصمیم ساز مسئولیت داشتند که بعد از انتصاب هر کدام رسانهها و مردم استان از صفت شایسته و تیتر فرزندان شایسته استان برای این افراد استفاده کردهاند، اما به جز چند اظهار نظر در یک هفته اخیر، اقدام و اظهار نظر قاطعانه از تمامی فرزندان استان تهران نشین در دولتهای اصولگرا و اصلاح طلب نسبت به غارت منابع آبی این استان و نمایندگان بومی که شعار عزت بویراحمد سر میدادند شاهد نبودیم.
بنابراین با نگاهی به تاریخچه سدهای خرسان، تنگ سرخ، ماندگان و واگذاری دنای شمالی میتوان به این نتیجه رسید که بومی یا غیر بومی بودن مدیران، استانداران یا نمایندگان کوچکترین تاثیری بر عقب ماندگی یا میزان غارت منابع استان نداشته بلکه این فقط کارآمدی و میزان تخصص هر شخصی میباشد که میتواند در داخل استان عامل اتحاد و توسعه یافتگی و در مقابل مافیا با درایت و عقلانیت و شجاعت از حقوق مردم استان دفاع کند و ضمن احترام منتقدان، باید گفت یداله رحمانی تنها استاندار تاریخ استان است که در بیش از ۱۸ نامه، جلسه و تماس تلفنی با ادامه عملیات اجرایی دو سد غیر قانونی و بدون مجوز ماندگان و خرسان تا صدور مجوزات لازم مخالفت کرده است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰