ایستادگی کن، تا روشن بمانی؛ شمع‌های افتاده خاموش می‌شوند

در این اندیشه‌ام که اگر هاشمی‌پور در وعده‌های انتخاباتیش ناکام می‌ماند، با کدامین گیوتین گردنش را می‌زدید و با کدامین منجنیق به کدامین ناکجا آباد پرتابش می‌کردید؟!!
کد خبر : 1953
تاریخ انتشار : یکشنبه 22 دسامبر 2019 - 20:11

ایستادگی کن، تا روشن بمانی؛ شمع‌های افتاده خاموش می‌شوند

آنچه که می‌خوانید از سری یادداشت‌های مخاطبین “خبر کهگیلویه” است و انتشار آن به معنی تأیید تمام یا بخشی از آن نیست. می‌توانید با ارسال یادداشت خود آن را تأیید یا نقد کنید.

 

بگذار آن‌هایی که چشم پیشرفت و برون‌رفت کهگیلویه از بن‌بست را به هر قیمتی حتی ذبح ناجوانمردانه و ترور شخصیتی خادم بی‌منتش را ندارند و شبانه‌روز، نان و خواب و خوراک و آرامش را از خود گرفته و سینه‌خیز و با حقارت، همچون سایه در پی‌ات روان‌اند اما همچون میگ‌میگ در هر عملیات انتحاری‌شان نافرجام‌اند و به‌کرات و با اراجیفی کلیشه‌ای همچون داستان‌های پینوکیو برای پدر ژپتو، دماغشان به بلندای یلدای شبهای تار گذشتهٔ کهگیلویه می‌شود و گهگاهی بوی دماغ سوخته‌شان حال خود و هم آبشخورانشان را بر هم میزند.

غافل از آنکه خود را به خواب زده‌اند و با هیچ ندایی از خواب بر نخواهند خواست و مدتی است واژه عزت و ذلت کهگیلویه وِرد زبانشان شده.

این روزها در فضای سیاست زده کهگیلویهٔ محروم و فرزند شیر غریب این استان که سالهای سال است در دوران طفولیت محروم از نعمت پدر و مادر شده حرف از عزت می‌شنوم؟

کهگیلویه‌ای که سالهاست نمی‌دانم از دامان کدامین دایه شیر می‌نوشید؛ عزت و ذلت؟؟!!! جالبه!!!!! واژه‌ای است آشنا، جذاب و دهن پر کن…

دیاری که در دوران جوانی خویش رنگ و بویی از توسعه ندیده بود و نیافت و همچنان آرزوهایش در درون نهاد و روح بلند و فریادهای به نوا نرسیده‌اش خفه شده بود، دیاری با هزاران استاد و هنرمند و هزاران نخبه و …

دیاری که مظلوم و محروم باقی مانده بود و سالهای سال جولانگاه سُم ستوران جناح‌های سیاسی چون خارمُغیلان، که نه تن داشتند و نه سایه شده بود و سُم چاپاران آنان فقط ریلی را در می‌نوردید که در آن یا آبی بیابند و یا علفی برای پُر کردن شکم خود و مرکبشان.

راستی با چه رویی حرف از عزت و ذلت می‌زنید!

بلاشک این جمله را بارها از هاشمی‌پور شنیده‌اید و همواره تکرار می‌کند؛ ((عزت و ذلت هر کس دست خداست
به هر کس که بخواهد عزت و هر کس را که بخواهد خوار و ذلیل می‌کند. ))

ولی جالب اینجاست این روزها عده ای به مراد نرسیده که از روز اول راهیابی هاشمی‌پور به بهارستان، بنا را بر تخریب، سم‌پاشی و شخم‌زدن زمین تازه بذر پاشیده کهگیلویهٔ بزرگ نمودند تا مبادا طلوع تحول جدید نوید پایان بخش سال‌های قحط‌سالی باشد و پته‌شان بر روی آب افتد.

به راستی آیا تاکنون در خلوت با خود و ادعاهای مضحکتان به گفتگو نشسته‌اید؟؟؟!!!!

آیا از به زبان آوردن واژه عزت و ذلت شرمتان نمی‌آید؟؟؟
به راستی سالهای سال چه بر سر مردم و جوانان این دیار آورده‌اید؟؟؟

نتیجه سال‌ها بذر سمی کاشتن و پاشیدن سم نفاق بر آن و اردو کشی‌های چپ و راستتان دراین کهنه دیار چه بوده است؟ نمی‌دانید یا خود را به نداستن می‌زنید؟ لالید یا لب به سخن نمیگشائید؟ بدون شک میدانید و خوب هم می دانید.

در این اندیشه‌ام که اگر هاشمی‌پور در وعده‌های انتخاباتیش ناکام می‌ماند، با کدامین گیوتین گردنش را می‌زدید و با کدامین منجنیق به کدامین ناکجا آباد پرتابش می‌کردید؟!!

والعاقبه للمتقین

سید خلیل مرتضائی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

http://khabarkohgiluyeh.ir/